أبو ريحان البيروني ( مترجم : اكبر دانا سرشت )
340
آثار الباقيه ( فارسى )
عادت ماند . همه ايرانيان بر اين قول همدل و همداستانند كه بيوراسب هزار سال زندگى كرد و اگرچه برخى مىگويند بيشتر از هزار سال زندگى نمود و اين هزار سال مدت پادشاهى و غلبه او بود و گفتهاند اينكه ايرانيان به يكديگر اينطور دعا ميكنند ( كه هزار سال بزى ) از آن روز رسم شده زيرا چون ديدند كه ضحاك توانست هزار سال عمر كند و اين كار در حد امكان است هزار سال زندگى را تجويز نمودند . زردشت ايرانيان را امر كرد كه بايد مهرجان و رامروز را بيك اندازه بزرك بداريد و باهم اين دو را عيد بداريد تا آنكه هرمز پسر شاپور پهلوان ميان اين دو را بهم پيوست چنان كه ميان دو نوروز را هم بهم پيوست و سپس ملوك ايران و ايرانيان از آغاز مهرجان تا سى روز تمام براى طبقات مردم مانند آنكه در نوروز گفته شد عيد قرار دادند و براى هر طبقهاى پنج روز عيد دانستند . عيد آبانگان آبانماه روز دهم آن روز آبانماه است و آن عيدى است كه براى توافق دو نام آبانگان گويند و در اين روز زو پسر تهماسب بشاهى رسيد و مردمانرا بحفر انهار و تعمير آن امر كرد و در اين روز بكشورهاى هفتگانه خبر رسيد كه فريدون بيوراسب را اسير كرده و بسلطنت رسيده و مردم را امر كرده كه دوباره خانهها و اهل خود را مالك شوند و خود را كدخدا بنامند يعنى صاحب خانه و خود او نيز به خانه و خانواده خود فرمانروا شد و شروع بامر و نهى و گير و دار نمود پس از آنكه همه - ايرانيان در عهد بيوراسب بىخانه و زندگى بودند و سلب مالكيت از ايشان شده بود و شياطين و شرّيران بخانههاى ايشان مىآمدند و توانا نبودند كه از خانه خود آنانرا دفع كنند و ناصر اطروش اين رسم را بر طرف كرده و اشتراك ماردان را با مردم در كدخدايى اعاده داد و پنج روز آخر اين ماه اول آن روز اشتاد است كه فروردگان نام دارد و در اين روز در نواويس مردگان طعام و شراب در پشتخانهها مىگذاشتند و چنين گمان ميكردند كه ارواح مردگان از جايگاه ثواب و عقاب